308 شرح حال
نی نی تو شکمم تکون میخوره. دوسش دارم. هنوز میترسم که علی بعدا اونو بیشتر ازمن دوست داشته باشه. قرار بود اسمش سام بشه. ولی فعلا سورن تایید شده.
نزدیکای دوماهه ساری هستم و این هفته برمیگردم ولایت شوهر. مامان خیلی بهم رسید. ننه فوت کرد توی همین مدتی که ساری بودم. غصه خوردم. بیشتر برای خونه ای که دیگه سوت و کوره.
امیدوارم حالا که بطور جدی قصد کردیم بتونیم خونه بخریم امسال. دلم نمیاد رانا رو بفروشم ولی انگار چاره ای نیست.
+ نوشته شده در شنبه بیستم آذر ۱۳۹۵ ساعت 21:48 توسط سحر
|
من، سحر خانوم، معتاد به نوشتن هستم. نوشته هامو جدی نگیرید.