امشب با یه دوست قدیمی حرف زدم و از خاطرات پونزده سال پیش گفتیم. از ۲۰سالگی و شوروشوقمون. چه حس خوبی دارم به روزایی که اصفهان بودم. اما حس خوبی ندارم به روزایی که تهران بودم. نمیدونم چرا. حالا ۴ساله که شمال هستم و زمان مثل برق و باد داره میگذره. چقدر عوض شدم. شخصیتم. زندگیم تا ۱۹ سالگی که ساری بودم. بعدش تا ۲۴ سالگی که اصفهان بودم. بعدش تا ۳۰سالگی که تهران بودم. و بعد ازون که اومدم فومن هر کدومش یه آدم متفاوتی بودم. هربار تحول بزرگی توی شرایط زندگیم رخ داده که شخصیتمو عوض کرده. که بهترین دورانش همون اصفهان بوده. واقعا یادش بخیر. خلاصه که دوستم داره از ایران میره و دیگه هیچوقت نمیبینمش. اما حس خوبش همیشه تو ذهنم میمونه.