313
پسرم مثل خودم اردیبهشتی شد. زایمانم اونقدر بد بود که تا چند روز یادش میفتادم گریه ام میگرفت. بعد از 18ساعت درد طبیعی، آخرش سزارین شدم. مامان پسفردا میره و من دیگه خودم باید از پس بچه داری و خانه داری بربیام. سورن هرروز قیافش عوض میشه و خوشگلتر میشه. هردوساعت باید بهش شیر بدم. دیگه یه خواب شیرین از شب تا صبح یه سره و راحت برام آرزو شده. خدا بهم توانشو داده که کم نیارم. با وجود همه خستگیها بازم روحیه دارم تا از پسرم مراقبت کنم.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 21:7 توسط سحر
|
من، سحر خانوم، معتاد به نوشتن هستم. نوشته هامو جدی نگیرید.