268 تصادف
تصادف کردم. دو روز بعد از تاریخ تولدم. شاید علتش اعتماد زیاد به ماشینم بود. شاید که نه، حتما همین طوره. یارو نوشته علت تصادف: تخطی از سرعت مطمئنه! من میذارمش به حساب خواست خدا. چون همین مسیر جاده فیروزکوه رو قبلا هم تو بارندگی و شب رفته بودم. این بار اما خدا می خواست که یه چیزایی رو بفهمونه بهم. من زنده موندم و این واقعا یه معجزه بود. از این تاریخ به یه تئوری جدید درباره مرگ رسیدم. خودم. اینکه شاید مردم و خبر ندارم. در واقع مرگ نه یه اتفاقه نه یه گذار. مرگ ادامه است. ماها هی میمیریم و خبر نداریم. و زندگی هرکدوممون تا ابد ادامه داره. من مطمئنم که تو اون تصادف مرده بودم.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ ساعت 16:57 توسط سحر
|
من، سحر خانوم، معتاد به نوشتن هستم. نوشته هامو جدی نگیرید.