گفتی نمی خواهمت

چه ساده گفتی

چه به سادگی شکستی آینه های مکرر قلبم را

آمدی

کندی

سوختی

بردی

و رفتی

ای اثیری

و آخر چه نصیب بردمت

بعد تو چون اجاقی نیم سوز از کاروانی شب مانده ام

تنها

دودی

شرری

و افسوس عشقی

ای کاش

ای کاش

ای کاش ...


پ.ن:

من اینا رو از روی یه خط بد مینویسم. اگه کسی از دوستان درستش رو میدونه و فکر میکنه باید اصلاح بشه، بهم بگه.